تبلیغات
آن كس كه بدست جام دارد ............... سلطانی جم مدام دارد - یک خاطره یک تجربه
دوشنبه 17 آبان 1389

یک خاطره یک تجربه

   نوشته شده توسط: زهرا باقری    

                                          بنام تنهایکی و آن یک خدا

سلام

   چند روز پیش یکی از هم اتاقی هام سرما خورده بود و ما هرچی قرص و شربت داشتیم

دادیم خورد اما خوب نشد منم از ترس اینکه آنفولانزای خوکی،مرغی،بزی چیزی باشه

به زور بردمش درمانگاه مطهری.(خودش که می گفت از آمپول نمی ترسه حالا نمی دونم چرا

نمیومد)اونجا ترم صفری ها(ببخشید ورودی های جدید!!!)رو دیدم.نمی دونم اونا هم مثل ما

هستن که ساعت 5صبح می رفتیم تا ساعت 10 نوبتمون بشه؟هر کی هم کارش انجام می

شد بقیه با نگاهی پر از حسرت بدرقه اش می کردند.یادش به...نمی دونم به خیر یا شر.

چقدر در راه کسب علم متحمل ضررهای جانی ومالی شدیم!!!!!!باور نمی کنید،الان توضیح

می دم:اول اینکه اینقدر این مسیر رو رفتیم و اومدیم که دیگه کفشامون داد می زد چیکاره ایم.

در واقع اولین نشانه ترم اولی بودن حالت کفشای شماست،اگر کفشای شما سالم هستند و

برقشون چشما رو خیره میکنه حتما آب ازسرتون گذشته و خودتون رو با شرایط وفق دادین

اما...

اگر الان که تازه یکی دو ماه از شروع کلاسا می گذره در به در دنبال کفش می گردین 85 درصد

احتمال داره که شما ترم اولی باشید.اما اگر اواخر ترم چنین حالتی برای کفشای شما پیش

بیاد معنیش اینه که شما به سلامتی چند واحد رو افتادین و بسته به شرایط کفش تعداد واحد

ها مشخص میشه.

دلیل دوم اینکه اگر شما تا امروز بزرگترین مشکلتون یه سرما خوردگی ساده بوده یا به خاطر

دندونای سالمتون به همه فخر می فروختین از این به بعد دیگه همه ی اینا میشه رویا چرا که

پزشکان دلسوز و خدمتگذار چنان حال شما رو می گیرن که به محض خروج از درمانگاه می رید

و چند متر پارچه سفید می گیرین وبه دست خیاط می سپارید تا مطابق با آخرین مد روز براتون

کفن بدوزه!خب دلایل قانع کننده بود یا نه؟راستی جدیدا قبر هم پیش فروش میشه،اینو گفتم

که یه وقت از قلم نیفته و تا دیر نشده به فکر باشید!