تبلیغات
آن كس كه بدست جام دارد ............... سلطانی جم مدام دارد - ما و سلف
یکشنبه 14 آذر 1389

ما و سلف

   نوشته شده توسط: زهرا باقری    

                                        به نام تنها یکی و آن یک خدا

سلام یر همه ی پویندگان راه دانش،دنیا چشم انتظار شماست که آینده رو بسازید پس

کجایید؟جدی نگیرید فقط دنبال مقدمه ای بودم برای اینکه پیشاپیش روز دانشجو رو بهتون

تبریک بگم حالا ادامه ی مطلب رو بخونید و اگر خواستین نظرتون رو در موردش بگید.

 

تفاوت های دانشجویان دختر و پسر درمواجهه با سلف:

دخترا:

در اتاق:أه دوباره باید برا یه غذا خوردن چادر چاقچور کنیم بریم سلف،تازه کاشکی یه چیز

درست و حسابی هم می خواستیم بخوریم،باز غذا چیه؟کوفت پلو با زهرمار تازه اگر ابتکار به

خرج نداده باشن و نخوایم به جای زرشک پلو لوبیا پلو با مرغ بخوریم.

در راه سلف:از دو کیلومتری بوی . . . غذا میاد،معلوم نیست چه کوفتی میدن ما می خوریم.

توی سلف:وااااااااااااااااااااااااای داریم خفه میشیم کی برمی گردیم اتاق راحت بشیم.

در حال خوردن غذا:درد بخوریم بهتر از اینه.وای مامانم کجایی ببینی دختر بیچاره ات داره چه

زجری می کشه!

در راه بازگشت به اتاق:حالمون داره بهم میخوره،دیگه داریم بالا میاریم.این چی بود دادن ما

خوردیم،آدم ریخت غذا رو می بینه از زندگی سیر میشه.

و همگی همچنان غرغر کنان به راه خود ادامه می دهند.

پسرا:

ساعت 11.اتاق در آرامش کامل است!!!چرا؟زیرا همه در خواب بسر می برند.(مگه اینکه

پسرا خواب باشن که دنیا کمی آروم بگیره)

در اتاق باز می شود و کسی با هیجان تمام وارد می شود و با فریاد بقیه رو صدا می زنه که زود

بلند شین.همه با سر و روی آشفته و بد وبیراه گویان سرش داد میزنن که چه خبره نمی ذاری

دو دقه بخوابیم .

پسر که توی پوست خودش نمی گنجه با شور و هیجان میگه وقت ناهاره!

گل از گل همه می شکفه و شادی کنان و دمپایی به پا به سوی سلف حرکت می کنند.

توی سلف:صدا از در و دیوار در بیاد از این پسرا در نمیاد چرا که همه با اشتها مشغول خوردن

غذا هستن.

در راه بازگشت به اتاق:آخیییییییییییییییییییییییش داشتیم از گشنگی می مردیم . خیلی حال

داد حالا یه چرت بعد از ناهار می چسبه .

و همگی لبخند زنان و تایید کنان به راه خود ادامه می دهند .

(بیدار شدنشون با کرام الکاتبینه!)