تبلیغات
آن كس كه بدست جام دارد ............... سلطانی جم مدام دارد - دانشجو روزت مبارك!
سه شنبه 16 آذر 1389

دانشجو روزت مبارك!

   نوشته شده توسط: عاطفه حسن پور    

تتابه نام خالق پاییز و دلهای بهاری

سلام دانشجوی دانش جو.روزهای پاییزیت قشنگ.چون شما از اون دانشجویانی نیستی كه سر كلاس هندزفری تو گوششونه و آهنگ مورد علاقه شونو گوش میدن!نمیگم هندزفری رو از گوشت بیرون بیار،بلكه میگم برای یه لحظه هم كه شده سرت رو از رو جزوه هایی كه قطعا برای شب امتحان نمیذاری و از اول ترم هر شب مرورشون میكنی! بلند كن ،میخوام یه چیزی بهت بگم:روزت مبارك!

از اون جایی كه تبریك خالی فایده نداره و زیادی كلیشه ای شده،برات یه هدیه هم دارم.میخوام یه تیكه كوچیك و دوست داشتنی از روز های قشنگ دانشجوییت رو برات مرور كنم. روزهایی كه واقعا قشنگ ترین بودند و تكرارشدنی هم نیستن. فقط شیرینیش برای همیشه توی ذهنمون وشاید لابه لای دفتر خاطراتمون می مونه.روزهای قشنگ صفری بودن!

امیدوارم هیچ كدوم از دوستان چه صفریهای سابق و چه اونهایی كه الان دارن صفریت رو تجربه میكنن!ناراحت نشن .چون همه مون این مرحله رو تجربه كردیم و من به شخصه اون روزها رو با هیچ كدوم از روزهای زندگیم عوض نمی كنم.وقتی مثل ما به روزهای آخر دانشجوییت رسیدی و حسابی دلت گرفت ،اون وقت می فهمی چی میگم....راستی نظر یادتون نره!

دانشجوی سال صفر

در یك تعریف كلی به موجودی چهار دست و پا اطلاق میشه كه میشه گفت بین وی‍‍‍ژگیهای دو تیپ شخصیتی دانش آموزی و دانشجویی گرفتار شده و در حالت سردر گمی وحشتناكی به سر می بره! این موجود علاقه ی خیلی شدیدی به تغییر در وضع ظاهر و احیانا ادا و اطوارهای خودش احساس می كنه!تا یه جورهایی خودش رو از گروه قبلیش جدا كرده و هم تیپ گروه جدیدش بشه.

با عرض پوزش از قشر محترم دانشجو باید بگیم كه تجربه و تحقیق هر دو ثابت كردن كه بین این دو گروه از نظر علمی تفاوت چندانی وجود نداره! و اگه تفاوتی احساس بشه در همون وضع ظاهر و ادا و اطوارهاست حالا اگه صفری ما از اون صفریهای باهوش باشه،در همون سال صفرش متوجه این موضوع شده و به شدت پیگیر موضوع تغییرظاهر میشه و اگه دانشجوی با استعدادی در این زمینه باشه،زمینه های پیشرفت در محیط جدید كاملا براش فراهمه،تا این استعدادهای نهفته اش رو بروز بده!و اگه خوابگاهی باشه،به دلیل تنوع موجودات دور و برش ،این بروز استعداد خیلی سریعتر اتفاق می افته!

البته همه ی این اتفاقات از ترم دوم و بعد از مشاهده ی دقیق محیط جدیده!ولی در ترم اول كه هنوز كاملا اوضاع دستش نیست،وضعیتش خیلی دیدنیه!شما از فاصله ی چند صد متری میتونی تشخیص بدی اون فردی كه داره از روبرو میاد،صفریه.اولا كه با یه نگاه مبهوت و سردر گم به اطرافش نگاه میكنه.چون موجوداتی عجیب و غریب وبا عرض پوزش تا حدودی شبیه آدمیزاد(!) می بینه كه قبلا نمی دیده!

همون روزهای اول واژه سلف سرویس رو یاد می گیره و این واژه صف هایی طولانی از همون موجودات  به اضافه ی معجونی عجیب و غریب كه هر روز به جای غذا !بهش میدن رو براش تداعی میكنه. بعد از گرفتن ژتونش برای محافظت از اون حتما پرسش كرده و اون رو در امن ترین جای كیفش نگهداری میكنه! یه عده شون كه درجه ی صفریتشون خیلی بالاتره و یه صفری به تمام معنا هستن،كرایه راننده های سرویس دانشگاه رو هم حساب میكنن!!

خلاصه بگم،موجودات فوق العاده جالبی هستن و  نیاز به وجودشون در محیط دانشگاه همیشه احساس میشه،چون دانشجویان سالهای بالاتر با دیدن اونها حوصله شون سر نمیره و خستگی ناشی از روزهای تكراری دانشجویی رو احساس نمیكنن