تبلیغات
آن كس كه بدست جام دارد ............... سلطانی جم مدام دارد - تفکر جهانشهری،توسعه ی محلی وبحران هویت فرهنگی(2)

رآن باور بودیم که میان انسان سنتی وانسان مدرن به عنوان دو مفهوم ذهنی برای تفکر شکافی ب.بزرگ وجود دارد م .در اینجا تلاش می شود به صورت نظری وعملی برخی از این وی‍گی ها را نشان دهیم.

ماکس وبردر یک تقسیم بندی جهان قبل از انقلاب علمی را جهان افسون زده می دانست که باورود قدرتمندانه ی علم جدید به تدریج از آن افسون زدایی می شود .به این ترتیب جهان مدرن یا دوران مدرن دوران افسون زدایی از عالم است.  ماکس وبر بر مو لفه ی کلانی همچون علم جدید دست گذاشته ووقوع ان را سبب پیدایش عالم و آدم جدید دانسته است.در این نگاه انسان های ماقبل مدرن در علت جویی های خود از وجود وچگونگی ماهیات جهان در همان ئاول به سراغ علل بعیده می رفتند وعمدتا"از طبیعت رو گردانده وبه سراغ عوامل ماورا یی وغیر طبیعی می رفتند .انان دست عوامل ماورایی را به مراتب برزندگی خود بسی اثر گذارتر می دانستند تا عوامل طبیعی.وبه قولا"به دنبال دستی از غیب بودند که برون اید وکاری بکند.پارادایم علمی جهان پیش از مدرن هم در تبیین های علی به دنبال علل ذهنی

ویشینی می رفت واز کلماتی همچون قوه ،فعل ،طبیعت شیءو مفاهیمی از این دست برای تبیین جهان خارج از ذهن بهره می گرفت.برای سخن گفتن در باره ی طبیعت لازم نمی دیدند به استفاده از مشاهده وآزمایش وکنترل وبه اصطلاح دانش پس از تجربه بلکه در خانه می نشستند واز ماهیت وطبیعت اشیاء خبر می دادند.در این دورا با انسان ذهن گرا در عرصه ی علمی وانسان مفتون و مقهور عوامل غیر طبیعی در عرصه ی تبیین جهان سرو کار داریم .در مقابل ااسان دوران مدرن از طبیعت افسون زدایی می کند وسبب ها را در طبیعت می جوید ودانش را مستند به تجربه ی حسی و ازمو ن عینی می کندو ذهن خود رادر تبیین از عناصر ماورایی فرو می شوید و ماورائ طبیعت را در تبیین مسائل جهان راه نمی دهد .